محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
126
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
باشد ؛ همانگونه كه در آيهاى آمده است : « همانان كه نماز را بهپا مىدارند و از آنچه به ايشان روزى دادهايم انفاق مىكنند . آنان هستند كه حقا مؤمنند . » « 1 » امام صادق عليه السّلام نيز مىفرمايد : « ايمان سراسر عمل است . » « 2 » در مطالعه كتابهاى تاريخ و كلام به اين نتيجه مىرسيم كه واژه مؤمن و ايمان مراحل چندى را پشت سر گذاشته است . در صدر اسلام به معناى مسلمان و بهطور خاص در مقابل منافق بهكار مىرفته است . از اينروى خوارج « 3 » فرقى ميان اسلام و ايمان نمىگذاشتند و مىگفتند : هركس گناهى كوچك يا بزرگ انجام دهد ، كافر است و ديگر مسلمان و مؤمن نيست . معتزله « 4 » گفتند : صاحب گناه كبيره ، هرچند مؤمن نيست ، اما مسلمان شمرده مىشود و با اينحال ممكن است به جهنم برود . فقهاى شيعه ، اصطلاح مؤمن را درباره كسى بهكار مىبرند كه زكات مىدهد و نماز خواندن پشت
--> ( 1 ) . أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ انفال / 8 : 3 - 4 . ( 2 ) . كافى : 2 / 38 ح 7 ؛ وسائل الشيعة : 11 / 124 . ( 3 ) . نام گروهى از ياران امام على عليه السّلام كه در جنگ صفين از او جدا شدند . مورخان در بيان زمان جدايى آنان از امام عليه السّلام و چگونگى آن ، اختلاف نظر كردهاند . نك : تلبيس ابليس : 96 ؛ ملل و نحل : 1 / 21 . خوارج بعدها داراى شاخه و مذاهبى شدند كه مهمترين آنها عبارتند از : محكمه اولى ، ازارقه ، نجدات ، عجارده ، اباضيه ، صفريه ، ثعالبه ، بهيسيه . نك : ملل و نحل : 1 / 115 ؛ الفرق بين الفرق : 74 . ( 4 ) . منشأ پيدايش معتزله به زمانى بازمىگردد كه پرسش درباره سرنوشت صاحبان گناه كبيره مطرح شد . خوارج ، آنان را كافر و مرجئه ، آنان را مؤمن دانستند . معتزله در اين بين نظريه « منزلة بين المنزلتين » را مطرح كردند و گفتند كه آنان نه كافر مطلق و نه مؤمن مطلق هستند . براى آگاهى بيشتر نك : ملل و نحل ، شهرستانى : 1 / 48 ؛ حور العين : 177 ؛ البدء و التّاريخ : 5 / 142 ؛ المعتزلة و أصولهم الخمسة و موقف أهل السّنّة منهم : 14 - 21 .